نقد رمان«بار دیگر، شهری که دوست می داشتم» با رویکرد روانکاوی لاکان

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد قائم شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائم شهر، ایران

چکیده

در نقد ادبی، نظریه پرداز پس از سال ها تأمل در باب مفاهیم و آثار ادبی، به یک مسئله و دیدگاه روشنی دست می یابد و برای حل آن، چارچوب نظری و مفهومی می سازد؛ تا الگوها و هنجارهای آن مفهوم را از خلال مفاهیم و مقولات مختلف به دست آمده، استخراج و پس از تنظیم در قالب نظریه ای جدید، آن را عرضه می کند. امروزه با تغییر دیدگاه ها و به روز شدن نظریات و رویکردها، آثار داستانی از دیدگاه های مختلف، مورد نقد و بررسی قرار می گیرند. یکی از این رهیافت ها، نقد روان شناسانه ی ژاک لاکان است. ژاک لاکان با بهره گیری از مفاهیمی پیرامون ضمیر ناخودآگاه فروید ، به تبیین چارچوب نوینی از سوژه شناسی و تعیین هویت افراد در ساحات گوناگون می پردازد. در این مقاله سعی برآن است تا به روش توصیفی – تحلیلی، براساس نظریات لاکان، اثبات شود که شخصیت های موجود در رمان«بار دیگر ، شهری که دوست می داشتم» اثر «نادر ابراهیمی» سوژه هایی هستند که در اثر فقدان هویت مورد علاقه ی شان (مدینه ی فاضله)، میل به دستیابی به امر واقع را دارند، بنابراین برای جبران این خلأ، خود را وارد ساحات خیالی می کنند تا میل به فالوس در آن ها ارضا شود و به التذاذ برسند.

کلیدواژه‌ها