ادبیات معاصر فارسی در ترازوی ادبیات تطبیقی

نویسنده

‏عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی _ واحد جیرفت

چکیده

ادبیات تطبیقی شاخه ای از ادبیات است که ظاهراً ادبیات کشورهای مختلف جهان را  بیشتر با تاکید بر نفوذ موضوع ها و روش های تفکر ادبی. که به نهضت های بزرگ فکری منجر شده است بررسی می کند. یا به تعبیری دیگر، موضوع آن بحث «در روابط و تأثیرات ادبی» دوکشور است. در واقع ادبیات تطبیقی به طور اساسی از زمانی مطرح شدکه ارتباط بین ملت ها گسترش یافت و رفت و آمدها فزونی گرفت و سیّاحان و مبلغّان مذهبی و خاورشناسان به سرزمین های شرقی ازجمله ایران سرازیر شدند. در مقاله حاضر، ابتدا از پیدایش زمینه های تطبیق و عوامل پیدایش ادبیات تطبیقی از شکل گیری و تکوین مکتب های مهم ادبی اروپا و تأثیر و تأثرهای آن بین فرهنگ و ادبیات مشرق و غرب به همراه نمونه هایی سخن به میان آمده و سپس به مفهوم اصلی مقاله، یعنی داد و ستدهای ادبی معاصر در زمینه های مختلف شعر  و نثر، نمایشنامه و مسائل دیگر اشاره شده است که طبیعتاً در این بخش، ما ایرانیان بیشتر وامدار عرصه های گوناگون فرهنگ و ادبیات اروپا بوده ایم و تأئیرگرفته ایم، به ویژه از دوره مشروطه و پس از آن به دلیل تحولات سیاسی و اجتماعی که درکشور پیش آمد و راه های تازه ای را در ادبیات معاصر ماگشود، شعر و ادب و برخی قالب های ادبی نو را که درگذشتة ادبی ما به این صورت وجود نداشت تحت تأثیر قرار داد و دگرگون کرد که در طول مقالة حاضر با ذکر نمومنه هایی دربارة این مسئله بحث می شود.

کلیدواژه‌ها